يحيى دولت آبادى
14
حيات يحيى ( فارسى )
اعتنا ندارند . شوسه شدن راه غازيان يك انزلى روس در برابر انزلى ايران ايجاد مىكند مانند آستاراى روس در برابر آستاراى ايران دريغ از بىصاحبى مملكت . در دوره مشروطه تا يك اندازه از تجاوزات روسها در اين بندر جلوگيرى شده ولى از روزيكه مجلس برهم خورده بواسطه آنكه روسها بر شاه منت بزرگ دارند در مساعدتى كه با او در برهم زدن مجلس نمودهاند در تصرفات مالكانه خود در اين بندر بيشتر از سابق بيملاحظگى مينمايند مردم ترسناك گيلان هم در مخاطره مؤاخذه دولت هستند و امنيت جانى و مالى ندارند ناچار بايد تحميلات روس را تحمل نمايند حكومتيان از قيد مشروطه خلاص شده تازه بدوران رسيده هم با كيسههاى خالى بجان خلق افتاده ببهانه دستگيرى مقصرين سياسى از هرگونه ستمكارى بمردم دريغ نميدارند و بسياست بيگانگان خدمت نموده وسيله مداخله بدست آنها ميدهند چنان كه جمعى در تهران از ترس جان متوسل بسفارت انگليس گشته اماننامه گرفتند و جمعى بواسطه سفارت عثمانى و سفارتخانهاى ديگر تحصيل امنيت كردند فقط در تهران بواسطه ضديتى كه مردم با سفارت روس دارند كسى متوسل به آن سفارت نشد و اگر شده بود در نظر ملت خيانتكار شمرده ميشد . اما همانطور كه در تهران و در بلاد جنوبى ايران مردم راه خلاصى از چنگ استبداد را در توسل بانگليسيان يافتهاند در گيلانات بقونسلگرى و ببانك روس توسل ميجويند جمعى از تبعه ايران نوشته حمايت از روسها گرفته و از تعرض مأمورين دولت خلاصى يافتهاند . سردار افخم آقا بالا خان حاكم گيلان كه براى انجام مقاصد دولت مستبد دامن همت بر كمر زده به قصد مداخل متعرض مشروطهخواهان است روزى چند نفر ايرانى را بروس پناهنده ميسازد و حاجى ميرزا محمد رضاى مجتهد رشتى را كه بمشروطه - خواهى معروفست خواسته گرفتار كند مبلغى از او جرم گرفته بالاخره آن بيچاره خود را بانزلى رسانيده در بانك روس متحصن مىشود روسها وجه جرم را از حكومت پس ميگيرند و به او رد ميكنند اين عمل باعث جلب توجه مردم بسفارت و مؤسسات